ورود

s_150_100_16777215_00_images_articles_233index.jpg

در دورترین عصرها و زمان و حتی قبل از پیامبرانی چون حضرت موسی(ع) و حضرت مسیح(ع) حکومت زنی مقتدر را بر سرزمینی پهناور شاهدیم که به یمن درایت و تدبیر خویش آوازه چگونگی فرمانراویی اش در همه جا می پیچد. این زن بزرگ با خود دغدغه ها و پرسش های زیادی داشت. پرسش‌هايي درباره زندگي شخصي‌اش، درباره چگونگي انجام وظايف سلطنتي، و حتي درباره خدا.
 این بانوی فهمیده از عقل و خرد بسیار برخوردار است و تسليم عواطف و احساسات خودش نيست، زيرا مسؤوليت او توانسته است به وى پختگى و كمال تجربه و قوت عقل و انديشه ببخشد، به گونه اى كه تا سطح حكومت و فرمانروايى بر مردان پيش برود؛ مردانى كه در او شخصيت توانا و خردمندى را كه بر اداره شؤون و امور اجتماعى توانمند بود، مى ديدند. اما علی رغم این برتری در عقل و خرد هرگز در اداره امور جاری و اتخاذ تصمیمات مهم حکومتی از هم اندیشی و مشورت با وزیران و مشاوران خود که جملگی مرد بودند غافل نبود. به بیانی دیگر او یک فرمانروا بود اما هرگز استبداد رای نداشت تا آنجا که وقتی هدهد نامه را از جانب سلیمان نبی به او داد . با همان دانایی و اقتدارش، بزرگان مملکت خود را گرد آورد و نامه را که تهديدي براي آنان شمرده مي شد، براي همه خواند و به آنها گفت: پيشنهادات خود را ابراز کنيد، من مستبد نيستم، و نمي خواهم ايده خود را به شما بقبولانم، هر چند من فرمانرواي شما هستم، اما در چنين مواردي که سرنوشت مردم را رقم مي زند، بايد با انديشمندان مشورت شود تا رايي مناسب ابراز گردد.
مردان در پاسخ او چه گفتند: ما سخت نيرومند و دلاوريم، ولي اختيار کار با توست، بنگر چه دستور مي دهي؟
آنان نيروي بدني خود را به او عرضه کردند، اما او نيازمند قدرت بدني آنها نبود، بلکه در پي بهره مندي از نيروي فکر و انديشه آنان بود. ملکه سبا گفت : بايد فکر کنيم و بر اساس فکر و عقل حرکت کنيم و چون هنوز به مقام و منزلت سليمان پي نبرده بود گفت : روش و رسم پادشاهان روزگار اين است که اگر داخل يک مملکت شوند و يک مملکت را مورد تجاوز نظامي قرار دهند فساد و اختلال وضع در ان کشور به وجود مي اورند و صاحبان قدرت را ذليل مي سازند بنابراين ما نبايد بدون تامل گام برداريم. من هديه اي براي انها مي فرستم از ان پس منتظر مي مانم تا ببينم پيک هايي که من مي فرستم چه پيامي مي اورند .وقتي هدايا به سليمان رسيد او هدايا را رد کرد در نتيجه ان بانو فهميد که نظام سليمان نظام مالي نيست . لذا تصمیم گرفت که بر شنیده هایش اکتفا نکند و خود راهی اورشلیم شود که این تصمیم نشانه ای بزرگ از فهمیدگی این ملکه بود.
ملکه سبا تصميم گرفت كه مرزهاي بصيرت، و دانش خويش را وسعت دهد و براي رسيدن به اين مقصود، از وقت و ثروت و نيروي خود مايه بگذارد. كسي كه از حكمت حقيقي برخوردار است، فروتن مي‌باشد. و ملكه سبا آنقدر فروتن بود كه عملاً اعتراف نمود كه دانشش كافي نيست و در جستجوي حكمت بيشتري است.
در آن مرحله تاريخي, دولت‌هاي مصر, آشور, و بابل ضعيف بودند و امپراطوري يونان هنوز نوپا بود. اسرائيل مقتدرترين پادشاهي آن دوره, و اورشليم زيباترين شهر دنيا بود. در چنين اوضاع و احوالي بود كه سلطاني به ديدار سلطان ديگر مي‌رفت. آن ملاقات غيررسمي و خصوصي محسوب مي‌شد.
نام ملكه سبا در تاريخ بجا مانده است. حتي عيسي مسيح از او به‌عنوان نمونه و مثال ياد كرده است. او فرمود كه ملكه سبا متحمل سختي بسيار شد تا به ملاقات پادشاه برود و سخنان حكيمانه او را بشنود و با اين عمل خود, آناني را كه حكمت را حقير مي‌شمارند, محكوم ساخت. ملكه سبا نمونه‌اي بسيار زيبا از كساني است كه در پي يادگيري اند و از اينكه نزد شخصي داناتر و حكيمتر برود, احساس شرم نمي‌كرد, و اين نشان‌دهنده بينش عميق او بود. او به اخباري كه درباره حكمت سليمان شنيده بود اكتفا نكرد, بلكه وقت را دريافته (افسسيان 5: 16) بار سفر بست و به جستجوي سرچشمه آن حكمت رفت (امثال 2: 1-6).

FacebookMySpaceTwitterDiggDeliciousStumbleuponGoogle BookmarksRedditNewsvineTechnoratiLinkedinMixxRSS FeedPinterest